P O V

A Rush of Blood to The Head

سفر به خانه آزاد شده

Posted by ali1860 on April 13, 2009

خدا بخواد پس فردا راهی میشم سفر، واسه بار دوم، این بار دو نفره، میرم پیشش ببینم چه خبر، دنیا دست کیه، چرا وضع دنیاش همش نارنجیه! از اون موقع تا امروز هر چی ازش خواسته بودم رو برام فراهم کرده، هرچی! نمی دونم چرا! حضورش تو فکر و ذهن من خیلی برون گرایی نداره، ولی حسش می کنم چه اینجا، چه اونجا، و اونجا ، تو اون سرزمین خاص ، ویژه، و یا هرچی که اسمشو می ذارین، احساس راحتی می کنم. آزادم، آزداترین لحظاتم رو تو زندگی تو مسجد الحرام داشتم. دنیا دیگه به هیچیت نیست اونجا. خودتی و خودش. منظورم اون چهاردیواری مشکی وسط یه حیاط نیست، احساس وصف نشدنی ایه، باید برید و ببینید که وقتی می گم خودم و خودش دقیقا یعنی چی. خلاصه این سفر یهو جور شد، مثل اون دفعه پیش که وسط امتحانها فهمیدم هفته دیگه عازمم. مسلما این بار با دید جدیدی می رم. هفت سال بزرگتر شدم. هفت سال بیشتر می دونم و می فهمم. خلاصه اگه بدی از ما دیدید ببخشید ما رو. بر میگردم.  

6 Responses to “سفر به خانه آزاد شده”

  1. davoud said

    salam alijoon
    besalamatio dele khosh berin ishala
    onvaghte donya behichit nis maro bechizet hesab kon doamon kon😉
    mamnoon

  2. fatemeh said

    khosh be halet. bara manam doa kon.

  3. ضحی said

    به سلامتی . ما رو هم فراموش نکنید…

  4. rodi said

    ey ghome be haj rafte kojid kojaid byaie byaed kabeh haminjast …………

  5. سفر خوش و بی خطر
    به سلامتی برگردید

  6. مهدی صالحی said

    سلام علی جون
    به سلامتی خوش بگذره بهت

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: