P O V

A Rush of Blood to The Head

شورش همجنسگرایان و نوستالژی تایتانیک

Posted by ali1860 on February 7, 2009

دقت کردید که اینجا داره شبیه وبلاگهای نقد فیلم میشه،  خوب چه میشه کرد؟ هیچ سوژه ی بدردبخور دیگه ای انگار تو این دوره و زمونه نیست، به وبلاگ  بقیه بچه ها هم سر بزنید میبینید که گرد کسالت روش پاشیده شده. مسلماً انتظار ندارید از من که بیام اینجا در مورد پرتاب ماهواره امید بنویسم،  چرا، میشه گفت که هرچی امید داشتیم  رو تو این چند سال  پروندن و فرستادن هوا!  تو دوره اصلاحات یادمه یه جمله ای ورد زبون ملت شده بود ، مخصوصاً مایه دارها، می گفتن آقا پول به جیب بزن و همینجا تو ایران عشق و حال کن، ولی میخوام بپرسم از این دوستان که آیا همچنان سر حرفشون هستن یا نه؟، شاید من الان بین رفقا از زندگی خیلی راحت تری برخوردار باشم، یعنی شغل متوسطی دارم و مشکل مسکن فعلا ندارم و عصر به بعد هم به دلمشغولیهای خودم می رسم، میتونم واسه آینده فکر کنم، شانس ادامه تحصیل دارم و کوچ هم چندان دست نیافتنی نیست. اما  تا کی میشه به این وضعیت ادامه داد؟  تا کی باید زندگی دلخواهمون رو از تو این دریچه های مجازی و رو دیسکهای حافظه  تجربه کنیم؟  چرا یه گپ گرم دوستانه تو کوچه و خیابون و محیط کار ، با دوستهای دور و نزدیک  انقدر آرزوی دست نیافتنی ای شده که نسل ما کوله پشتی دلخواسته هاشو جمع کرده برده تو یه ناکجا آباد خوبی مثل فیس بوک.  بگذریم…. خودمانیم، بدترین مقدمه ممکن بود.

revolutionary-road

  جاده انقلابی، آخرین ساخته سام مندس(که قبلا زیبای امریکایی او را حتما دیده اید) رو دوست داشتم، یه درام تلخ اقتباسی،  همراه با نوستالژی تایتانیک،  ناخودآگاه با دیدن زوج دی کاپریو و کیت وینسلت به یاد دهه گذشته افتاده و ده سالی که با سرعت برق و باد طی شد، انگار همین دیروز بود که تایتانیک به عنوان محصول تمام عیار دنیای غرب به گوشه به گوشه ایران رسوخ کرد و تابوی عشق ورزی را از بین برد، به یاد ندارم هیج وقت پیش از پدیده تایتانیک، تصویر یک بازیگر زن ( و حتی مرد) هالیوود در تیراژ گسترده بر پیراهن جوانان کوچه و بازار نقش بسته باشد و یا اینکه زن و مرد ، کوچک و بزرگ در خانه های مذهبی، سنتی، مدرن و لیبرال خانوادگی به  دیدن این اثر سه ساعته نشسته باشند که اکثر تصاویر آن مربوط به عشقبازی دو جوان زیبای دنیای غرب است. تب تایتانیک در ایران آنچنان پر رنگ بود که میشود ساعتها در مورد تأثیرات آن بر فرهنگ نسل جوان آن دوره صحبت کرد. باری، در جاده  انقلابی با زوج جوانی روبرو هستیم که مرد در ابتدای جاده پیشرفت کاری قرار گرفته است و در برابرش، زن دلسرد از شکستهای کاری به فکر ماجراجویی است و در رویای زندگی در اروپاست  ولی تحقق این رویا به قیمت از دست دادن آینده  شغلی همسرش هزینه خواهد داشت.  بازی هر دو هنرپیشه دلپذیر است و کیت وینسلت همچنان عالیست. 

milk

فیلم بعدی که دیروز فرصت کردم ببینم، میلک است،  داستان زندگی میلک اولین نماینده همجنس گرایی است که  در اواخر دهه هفتاد میلادی به شورای شهر سانفرانسیسکو راه می یابد. میلک رهبر جنبش همجنس گرایان محله و شهر بوده و با مبارزات خستگی ناپذیر خود در پی حفظ حقوق شهروندی این اقلیت زندگی خود را فدا می کند.  به هرحال، هالیوود موفق شد با فیلم کوهستان بروک بک تصویر قابل درکی از این اقلیت در جهان ارائه کند، و آن تصویر باعث می شود که مخاطب هتروسکچوآل با دید بازتری به تماشای این فیلم بنشیند. میلک هر چقدر از نظر سوژه  راه سخت تری برای ارتباط با مخاطب در پیش دارد اما یک شان پن استثنایی به تنهایی باعث می شود که من مخاطب تا انتها فیلم را دنبال کنم و فارغ از همه تصاویر و احساسهای ناخوشایند حاصل از تماشای زندگی این جماعت متفاوت، از بازی این  اعجوبه لذت ببرم.

3 Responses to “شورش همجنسگرایان و نوستالژی تایتانیک”

  1. فکر میکنم دیگه وقتش باشه که بالاخره کیت وینسلت اسکار رو ببره

  2. مسعود said

    به گمانم حال و هوای این روزها در همین جمله خلاصه شده: پشت هم گزارش سقوط برگ…
    در مورد فیلم ها هم نمی دانم چرا فیلم سام مندس را با وجود بازی خیلی خوب کیت وینسلت چندان دوست نداشتم

  3. ضحی said

    مقدمه ی بدی هم نبود . بیان واقعیتی که این روزها وجود داره . در عمق حوادث تکان دهنده به بی حوصلگی رسیدیم و کسالت…

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: