P O V

A Rush of Blood to The Head

دووووووووورررررررووووووووووووود

Posted by ali1860 on January 21, 2009

خیلی از گفتنیها در مورد شبکه تلوزیونی بی بی سی فارسی رو عبد گفته… ولی این شبکه برای نسل من یه نوستالژی دیگه ای رو هم زنده می کنه!..روز هفتم!… این روزها با دیدن چهره بهزاد (بلور) و سیما (علی نژاد) (راستی شادی کجاست؟) یاد اون روزها میفتم…یاد سالهای 74-75 تا 80-81 اون هفت هشت سالی که بعدازظهرهای دلگیر جمعه ها رو مینشستیم گوشه اتاق و سرمونو میچسبوندیم به بلندگوی رادیو و احساس جهانی بودن می کردیم… خلاصه کلی خاطرات تو ذهنم زنده شده و همش تو لابلای برنامه ها دنبال شادی و پدرام می گردم…یکی دو تا عکس هم از استودیوشون داشتم که الان تو لابه لای سی دی های بک آپه و حوصله پیدا کردنشون نیست.

7 Responses to “دووووووووورررررررووووووووووووود”

  1. ضحی said

    بابا علی آقا بی خیال ! بی بی سی که دیگه این حرفا رو نداره (من همیشه یاد شب های راه اصفهان تهران می ا فتم) . داشتم فکر می کردم عبد با این نوشته ی وزینی که نوشته احیاناً می خواد پناهندگی بگیره یا دنبال کار تو این رسانه ست ؟ از قول من بهش بگو یکم شبیه کامران نجف زاده شده ….

  2. مسعود said

    چه روزگار قریبی بود…

  3. ضحی said

    شما خجالت نمی کشید خاطرات گذشته تون اینطوری به اجانب گره خورده ؟؟؟ فکر کنم یه 130 سالی زندگی کرده باشید من از این به بغد با احترام بیش تری با شما صحبت می کنم🙂
    منم از بی بی سی خاطره دارم جد بزرگ ! پررنگ ترینش شنیدن صدای پسر محسن رضایی از این شبکه بود وقتی 9 سالم بود و اینکه خیلی یاد راه اصفهان تهران می افتم که آسمون پر ستاره بود و بی بی سی رو می گرفتیم چون هرچی باشه اون موقع تو راه خیلی صاف بی بی سی می گرفت . تو خونه با اون رادیو ها مصیبت بود….
    اون موقع ها که حکیمیه بویم البته صاف می گرفت اما وقتی اومدیم اینجا نویز می فرستادن روش😉 ولی من همیشه صدا رو به تصویر ترجیح می دم . رادیو رو هم از تلویزیون بیش تر دوست دارم…:)

  4. ضحی said

    نسبت بی بی سی با عمو پورنگ چی بود؟؟؟

  5. یاد اونروزای روز هفتمی بخیر وصدای زیبای بهزاد

  6. بعد از ظهرای جمعه و روز هفتم… چه هیجانی داشتیم واسه گوش کردن یه برنامه ی رادیویی تا این که همشون یکی یکی رفتند و ما هم دیر به دیر و دیر به دیر تر سراغ برنامشونو گرفتیم.

  7. milad said

    واقعا باید بگویم جقدر زندگی آدم باید پوچ باشد که دلش برای اراجیف بدون مغز بهزاد بلور تنگ بشود. آن دو تا دختر دیگر هم از بی مغزی در محافل لندن به جوک تبدیل شده اند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: