P O V

A Rush of Blood to The Head

اصغاث احلام+ پی نوشت

Posted by ali1860 on August 25, 2008

 

1-     نه تنها اين روزها و شبها Lost ميبينيم بلكه در خواب هم گرفتار اين ناكجاآبادي شديم كه بزرگترين منفعتش اين است كه ما را از اين خراب آباد بر ميدارد و مي برد وسط يه طبيعت بكر و استثنائي. حتي اگر به فرض محال هيچ علاقه اي به داستان اين مجموعه نداشته باشيد ولي همين نيم ساعت  تماشاي اين آدمهاي تر و تميز و خوش تيپ و اون جنگل و درياي ناب و مناظر حيرت انگيز كلي روحتان را جلا خواهد داد. اتفاقا امروز ديدم كه اين نابغه وبلاگستان دست اندر كار مجله اي اينترنتي شده است كه قرار است يكي از ستونهايش در اين رابطه باشد.

 

2-     شهيار قنبري در آخرين لحظات برنامه آنكات جمله اي بر زبان آورد كه مسلماً هر بيننده اي را براي لحظاتي به فكر وا داشت كه نتيجه آن يا بهت بود يا دشنام. از بازتاب آن هنوز خبري به گوش نرسيده است. وقتي مجري سؤال كرد كه شهيار امروز دوست دارد كدام قسمت كارنامه اش را در صورت امكان با پاك كن پاك كند؟، گفت: هيچ جايش را، هيچ كاري نكردم كه امروز از كرده خود شرمنده باشم، اما اگر اين سوال را در گوشي از من بپرسيد ، به شرطي كه به خيليها برنخورد، در گوشتان خواهم گفت، اگر شدني بود، آن قسمت از شناسنامه ام را كه نوشته است صادره از تهران! پاك مي كردم. آرزو داشتم كه اي كاش در جاي ديگري پا به عرصه حيات مي گذاشتم، جايي كه آزادي باشد، جايي كه مردمش به هنرمندانشان احترام بگذارند، جايي كه مردمش هنر را بفهمند…..، اين بيان جسورانه شهيار را از صميم قلب درك كردم. اين همان جبرجغرافياييست، اين يعني همان «ملت تو ما شديم، كورش والا!». 

 3-  عكس زير ، :که مشابهش در آخرين شماره مجله شهروند امروز به چاپ رسيده است سرشار از ناگفته هاست. ميدونيد‏، من به اين نسل خيلي اميدوارم، به بچه هاي 6-7 ساله، هرچي اين نسل نوجوون فعلي تو هپروت به سر ميبرند ولي احساس مي كنم ايران رو اين كوچيكترها خيلي خوب خواهند ساخت.

 

 

پی نوشت:

 

غربت بغض گشا را عشق است

    

 

4 Responses to “اصغاث احلام+ پی نوشت”

  1. […] بغض گشا را عشق است Jump to Comments شهیار حق دارد که اینگونه سخن بگوید. کجایند روزنامه‌نگارانی که در مرگ این و آن […]

  2. pulp said

    آقا حسابی شرمنده کردی… چاکر و مخلص!

  3. ضحی said

    علت اینکه ملت هنر رو درک نمی کنند این باشه که هنرمند شدن تو این مملکت خیلی آسون تر از جاهای دیگه ست . شاید میزان احترام مردم با میزان تلاش یه هنرمند در ارتباط باشه ! البته شاید…
    این امید داشتن شما هم جای بسی خوشحالیست ولی هر نسلی مشکلات خودشو داره گرچه تمام آزمایشات رو ما انجام شده و اینا به نسبت ما دارن سلطنت می کنن ولی جزو اولین نسل هایی هستن که اینقدر مورد توجه واقع می شن . دورو بر ما همیشه یه گله بچه بود و همیشه بچه ها یه طرف بودن ، پدر مادرا یه طرف دیگه . هیچ وقت هم اگه تو کوچه کتک خوردیم نرفتیم مامانمونو بیاریم تازه شدیم این . وای به حال اینا که دارن زیر دست نسلی بزرگ می شن که معروفن به منفعت طلبی …
    تازه هم تماشاخانه نیگا می کنم هم نمی ذارم کارتون های باحال از دستم در بره ولی یه موی پاریکالو با 20 تا شرک و خر شرک عوض نمی کنم.. بلی داداش …زنده باد نسل خودمون ولاغیر :))))) .

  4. محمود said

    دوست عزیز

    حکایت شهیار را نشریه‌ی اینترنتی «اپیزود» باز تاب داده است!

    http://www.episodemagazine.com

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: