P O V

A Rush of Blood to The Head

همه ته ته صفن

Posted by ali1860 on July 9, 2008

 

ديشب احمد باطبي مهمان ميزگردي با شماي شبكه تلوزيوني صداي امريكا بود. 18 تير سال 78 را از نزديك لمس كردم. 78اي ها ميدانند من چه مي گويم. ما كنكور داشتيم، يعني دقيقاً تمام آن حوادث و اتفاقات از 18 تا 23 تير به وقوع پيوست و ما 24 تير در جلسه كنكور شركت كرديم. احتمالاً متوجه مي شويد كه در آن زمان جو خانه هاي ما چگونه بوده است، اضطراب و اضطراب و اضطراب، از يك سمت اصل قضيه سرنوشت ساز بود و از سوي ديگر برگزار شدن يا نشدن كنكور فكرمان را دربست در خدمت گرفته بود.

 

بگذريم. جمشيد بايرامي در آن روز عكسي گرفت كه باعث شد حوادث 18 تير بعد جهاني پيدا كند. مسلماً اگر عكس باطبي نبود و به جاي آن دهها عكس ديگر در سرتاسر رسانه هاي جهان پخش مي شد ، نمي توانست تأثيري همپاي اي عكس داشته باشد. باطبي بايرامي را شناخت، ژست درستي گرفت و تصوير به ثبت رسيد.

 

از همان روز اول مشخص شد كه احمد باطبي دانشجويي بوده در خيل جمعيت و هيچ عنوان و مقام خاصي در آن ميان نداشته. از بد روزگار مجبور شد بهترين سالهاي عمرش را در زندان بگذراند و دور از اجتماع خشمگين روزگار را سپري كند. ديده‌ايم كه بسياري از همين نسل به زندان رفته پس از آزادي در سالهاي اخير در رسانه‌هاي خارج از كشور صحبت كرده‌اند و بيانيه داده‌اند و … و هربار پيامهايشان بي تأثيرتر و افراطي تر از قبل، خاصيت زندان همين است. فقط تعدادي از مبارزين پيش از انقلاب بوده‌اند كه در زندانهاي پس از انقلاب نيز مقاومت كرده‌اند و بر اصل تفكر خويش باقي مانده اند. بنابراين خيلي انتظاري از نسل جوان نيست. جواني كه شور و جواني اش را به پاي اصلاحات گذاشته، چگونه است كه با 2 سال زندان امروز تمام كاسه و كوزه ها را بر سر اصلاحات مي ريزد؟ درست است كه در دوره زندان هيچكدام از زندانيان از مسائل سياسي روز به واقع اطلاع ندارند و اخبار واصله به ايشان كاملا از فيلترهاي مختلفي عبور مي كند اما در اين شرايط چه لزومي دارد كه زنداني فرداي روز آزادي در رسانه ها تحليل سياسي ارائه دهد!؟ از اين رو در كمال نااميدي به پاي صحبتهاي احمد باطبي نشستم و تصميم گرفتم نگاههاي تمسخر آميز و لحن مضحك احمدرضا بهارلو  (يكي از مغرضترين و ابله ترين مجريان تلوزيونهاي ايراني) را تحمل كنم. اما نوع برخورد و حرفهاي احمد باطبي تمام پيش فرضهاي مرا باطل كرد. وي در اين برنامه ديدگاهي بسيار معتدل و منصفانه از حوادث گذشته و تحليلهايي مبني بر واقعيات جامعه ايران در آن روز و اين روزها ارائه داد كه وي را از اين نظر از ساير هم مسلكانش بسيار متمايز مي نمود، (صحبتهاي منوچهر محمدي و مصاحبه شاهكار و استثنايي ابراهيم خان نبوي را با وي به ياد داريد؟ نشنيده ايد؟) شايد خواندن جامعه شناسي در دانشگاه نقشي در اين منش باطبي داشته باشد. به هر حال اين روزها باطبي از آن عكس خارج شده و هويت مستقلي يافته است. او ديگر يك اسطوره نيست، و نبايد هم باشد.

پي نوشت:

پهلوان زنده را عشق است– متني دلنشين از ابراهيم نبوي

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: