P O V

A Rush of Blood to The Head

نامه هاي باد

Posted by ali1860 on July 2, 2008

عليرضا اميني 

يار و رفيق قديميم و پسرخاله و برادرزنم يهو رفتن سربازي، درسته كه همشون يه نفرند ولي واقعاً رابطه من و عبد تو هر كدوم از اين كتگوريها با هم فرق مي كنه، يعني يه جاهايي فقط رفيقيم و يه جاهايي فقط قوم و خويش، پيچيده شد، نه؟ اصلا مهم نيست. فعلا كه همشون رفتن زير پرچم. البته سختيش همين 45 روز آموزشيشه وگرنه نخبگان رو كه نمي فرستند لب مرز. اما به هر حال واسه كسي كه حتي سر كار رفتن هم مجابش نكرده بود كه صبح ساعت 7 از رختخواب دل بكنه، تحمل مراسم صبحگاه خودش ته غلاف تمام فلزيه. اگر چه به نظر ميرسه نامه‌هاي باد هم در راه باشه.توضيح واضحات: عكس كاملاً تزئيني است 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: