P O V

A Rush of Blood to The Head

شب شيشه اي

Posted by ali1860 on June 18, 2008

اين آلبوم بالاخره بعد از سالها درومده؟ رسمي؟ 

پس حامي ميدونسته كه اگه زودتر از اين آلبوم رو بده بيرون مشكل كپي رايت پيدات مي كنه، صبر كرده سي سال از عمر آهنگها بگذره بعد ريليز كنه. اگه شنيدينش بگيد چه جوري خونده، اون قديم نديمها (4-5 سال پيش) كه ما زياد تعريف اين آلبوم رو شنيده بوديم.  

2 Responses to “شب شيشه اي”

  1. peyman said

    باز خوانی ترانه های قدیمی توسط حمید حامی

    خوب باید بگم که اصلاً قصد کش دادن این قضیه رو ندارم , اما متأسفانه کسانی از ایشون حمایت می کنند که شناختی کافی از ایشون و صداشون ندارند , و کسانی هم که مخالف هستند گاها” موارد احترام و انصاف رو در نظر نمی گیرند و هنوز نمی دانند که بی احترامی به هنرمندی “هر چند گمراه” که هواداران بیشماری را دارا می باشد یعنی زیر پا گذاشتن شخصیت هزاران علاقه مند به او

    اکنون می بایست این اتفاق را از دو بعد به قضاوت بنشینیم : 1. از نظر کسب اجازه از صاحبین اثر , 2. به احاظ اجرا و تکنیک صدا

    ۱. باید این رو در نظر داشته باشیم که “ایرج جنتی عطایی” به نمایندگی از بانی موسیقی پاپ ایران “واروژان” و صدایی منحصر به فرد که این اثر را به اوج رساند و همچنین به نمایندگی از میلیونها انسانی که با این اثر عمری را سر کردند , تنها صاحب این اثر است و هیچ کسی نمی تونه این ادعا رو بکنه که این اثر بدون اجازه ایرج منتشر شده , چرا که هنوز این اثر به صورت رسمی پخش نشده . در ابتدا قرار بود که کار پس از تأیید جنتی عطایی و بدون حضور بوی گندم و با نام “شبِ شیشه ای” منتشر بشه اما در اون مقطع این کار اصلاً نتونست مجوز انتشار بگیره , در واقع هیچ کار قابل انتشاری وجود نداشت که ایرج بخواد تأییدش بکنه یا نکنه و در همونجا همه چیز بسته شد تا اینکه پس سالها این کار به صورت غیر مجاز به گوش ما رسید و هیچ کس به جز خود حامی از حقیقت این کار با خبر نیست که آیا خود او این آلبوم را به صورت غیر مجاز منتشر کرده یا اینکه کار بدون اطلاع او لو رفته . پس هرگونه اظهار نظر اهالی هنر در مورد دزدی بودن یا نبودن این کار غیر موثق و بی نتیجست

    اما در مورد آهنگ “ماهی تنگ بلور” و با توجه به اعتراف خود حامی که بدون اجازه ی صاحب اثر منتشر شد می توانیم قضاوت کنیم , چون این کار به صورت رسمی منتشر شد و همچنین مخالفت رسمی اردلان سرفراز هم از انتشار این کار اعلام شد.

    ۲. نقدی بر اجرای ترانه پوست شیر

    طبق وعده های قبلی که از جانب فراهم آورندگان این اثر داده شده بود قرار بود تمامی المانهای اجرایی این آثار از قبیل تنظیم , ساز بندی و اجرا دقیقا” همچون آثار گذشته باشه که تا حدی هم اینگونه شد مثلا” در پوست شیر سرعت ریتم “Tempo/Tap” دقیقا” مثل اجرای قبلیه و یا تغییری در گام آهنگ “Transpose” انجام نشد و هر دو در گام سی مینور “Bm” اجرا شد همچنین آکومپانیمنت که تقریبا” با کاستی هایی که داشت شبیه بود , البته برای ذکر کاستی ها و تغییراتی که در این اثر نسبت به اثر قبلی موجود است مجال دیگری را می طلبد که در این باره مفصل بحث کنیم .

    اما بارزترین تغییری که در این اثر شنیده شد اجرای بسیار ضعیف خواننده نسبت به اثر قبلی بود , اجرایی که من هنوز نمیتوانم آن را به عنوان یک اجرای Master قبول کنم و شاید بتوان به عنوان یک اتود قبول کرد , این در شرایطیست که همگان از شنیدن صدای ابی در ماکت_ آلبوم حسرت پرواز به وجد اومدیم .
    در این اثر با شنیده شدن اولین کلمه “قلب تو . . . ” توسط خواننده می توانیم به تفاوت توانایی های صدای این دو خواننده پی ببریم که حامی در این اثر دچار رقت کلام “رقیق و آبکی بودن صدا” است و تا پایان کار هم هیچ تلاشی برای بیرون آمدن از این وضعیت نمی کند , مخارج حروف و ادای کلمات صحیح نیست و هیچ تأکیدی روی کلمات ندارد , و برای جبران این ضعف از ویبراسیون های نابجا و نه چندان گوش نواز در انتها و کشش کلمات استفاده می کند که این کار بر مصنوعی کردن و بی روح بودن صدای ایشان بیشتر دامن می زند . با وجود اینکه هر دو اجرا در گام سی مینور است اما حجم و وسعت صدای ابی و حامی قابل قیاس نیست .

    اکنون بسیار خوشحالم که تفاوت هنری و منش رفتاری خوانندگان آثار بابک بیات “بین خوانندگان قدیمی و خوانندگان جوان تر” برایم بیش از پیش مشخص شد

  2. peyman said

    کابوس ِ ترانه های ایرج ، اردلان و شهیار بر بستر ناخوش ِ ملودی های زلاند.

    یادِ فرید زلاند بخیر، همیشه یک ملودی نو و متفاوت تو مشتش داشت، با هر اثر ِ تازه ای از او یک سبک و سیاقی نو به روح ِ موسیقی تزریق می شد، می تونست هر صدایی رو به گونه ای متفاوت به گوش مخاطب برسونه، تنوع از مهمترین ویژگیهای ملودیهای زولاند بود، اونقدر بدیع و زیبا کار می کرد که من هیچ وقت انتظار اینو نداشتم که یه روزی بخواد خودش و تکرار کنه، اما با شنیدن آثار ِ اخیرش، احساس می کنم که اون دیگه حتی نمی تونه گذشته ی قدرتمندِ خودش و تکرار کنه.

    پس از انتشار ِ آلبوم ِ بی سرزمین تر از باد زمان جریان معکوسی را طی کرد، با آلبوم ِ رگبار، گوئی زمان به شدت به عقب برگشته و سیاوش ده پونزده ساله ی نوجوون برای صدایی جا افتاده آهنگسازی کرده. اگه این آلبوم و به لحاظ آهنگسازی به نام ِ یکی از بدلهای قمیشی میزدن باور پذیرتر بود، هر چی که فکر کردم نفهمیدم که قمیشی صلابت ملودیهاش و تو کدوم اتفاق گم کرد.

    معمولاً هر اوج و فرودی در کیفیت آثار ِ یک هنرمند به صورت تدریجی به وجود میاد، اما این قضیه برای هنرمندان ما اینگونه اتفاق نیفتاد و به یکباره کیفیتِ آثارشان دگرگون شد.

    ایکاش دوران بازنشستگی برای هنرمندان ما هم وجود داشت تا بجای این اضافه کاریهای بیهوده، ثمره ی یک عمر فعالیتِ والای هنریشون با امنیت و آرامش دوران بازنشستگی جبران می شد.

    محسن ِ یگانه با ارائه ی آلبوم ِ جدیدش نشان داد اگر چه تغییر سلیقه امکان پذیر نیست اما می شود با ارتقاع کیفیتِ آثار، مخاطبِ خاص را مجبور به حتی یکبار شنیدن هر اثری کرد.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: