P O V

A Rush of Blood to The Head

واگویه های شبهای تنهایی

Posted by ali1860 on June 17, 2008

اون شبی که بغض تو، صفحه کلید رو غرقه کرد

 

من رو اون ور صفحه، محکوم اون فاصله کرد

 

 

حالا این روزها رو بی تو، ذره ذره می کشونم

 

شرم اولین سلامو، توی رؤیام می نشونم

 

آخه ای گل دوباره، شاعر نور ستاره

 

من تورو تو خاطراتم، با تن خود می پوشونم:

 

 

طعم لمس دستهای تو، مثل امشب، نوبرونه است

 

بوسه هامون، چیکه چیکه، شادی جشن شبونه است

 

یه زمین ،  هفت آسمون ، در کش و قوس حسرتند

 

این من و این تو ، خدا !! ،  عشق زمونه است

 

 

 

هر پلان حضور تو، بر پرده چشمان من

 

بهترین فیلمهای تاریخ رو ز یادم می بره

 

هر نما لبخند تو، لحظه به لحظه خاطره است

 

من چی ام؟، این خنده ها دل خدا رم می بره

 

 

 

 

 

 

 

One Response to “واگویه های شبهای تنهایی”

  1. dozdaki said

    ایول بابا
    نگفته بودی😉

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: