P O V

A Rush of Blood to The Head

خوشم خوشم

Posted by ali1860 on June 12, 2008

 

آخ، چه حالي ميده آدم صبحش رو با يه خبر خوب خوب شروع كنه….. درسته كه اكثر قطعاتش رو شنيدم ولي خود آلبوم رو كامل نيوش كردن يه چيز ديگست. يعني واقعاً ميشه طبق برنامه ريزي ستاره ساخت؟ …..فكر كنم بشه.

 

پی نوشت:

 

1- قطعات تیم زلاند-سرفراز بهترین چفت و بست رو تو این آلبوم دارند. بدون نقص.

2- وای وای این شهیار چرا با یه توصیف نابجا گند میزنه به حس آدم و آهنگ و ترانه حسادت …. آخه… اون گربه هه چیه اون وسط ! اه….حیف

3- خود مهیار کاظم زاده هم یه روزی اذعان داشت که واقعا بهتر از این نمیشد رو ترانه اش ملودی گذاشت 

4- به قول رضا واسه کار اول یه خواننده خوبه.

 

 

5 Responses to “خوشم خوشم”

  1. مسعود said

    امیدوارم که بشود هر چند از یکی دو تا قطعه بدجور بوی تکرار به مشام می خورد

  2. فؤاد said

    اتفاقآ گربه‌هه جالبه، اصلآ کل ترانه‌ی حسادت به خاطر همین گربه‌ها نوشته شده که. در ضمن به نظر من ترکیب شهیار-زلاند قوی‌تره. خب هر کی یه سلیقه‌ای داره. حضور مهیار توی این تیم بزرگ خودش یه موفقیته. ترانه‌شم خوبه. آلبوم عالیه

    علي: رو ترانه خوشم خوشم حرفت رو قبول دارم. خيلي خوب جواب داده.

  3. maral said

    گاهی فکر میکنم شهیار قنبری حق داره که به همه چیز معترضه. وقتی تو آلبوم اورژینال ترانه شو اشتباه مینویسن واقعا حرص آدم در میاد. واقعا چطور تهیه کننده آلبوم و طراح لیبل متوجه نشن که خواننده میخونه همه ته ته صفن… و برداشتن نوشتن همه ته ته سفر!!!! واقعا جالب و عجیبه
    علی: از این موردها خیلی فراوونه تو آلبومهای لس آنجلسی از داریوش و ابیش گرفته تا بقیشون

  4. peyman said

    کابوس ِ ترانه های ایرج ، اردلان و شهیار بر بستر ناخوش ِ ملودی های زلاند.

    یادِ فرید زلاند بخیر، همیشه یک ملودی نو و متفاوت تو مشتش داشت، با هر اثر ِ تازه ای از او یک سبک و سیاقی نو به روح ِ موسیقی تزریق می شد، می تونست هر صدایی رو به گونه ای متفاوت به گوش مخاطب برسونه، تنوع از مهمترین ویژگیهای ملودیهای زولاند بود، اونقدر بدیع و زیبا کار می کرد که من هیچ وقت انتظار اینو نداشتم که یه روزی بخواد خودش و تکرار کنه، اما با شنیدن آثار ِ اخیرش، احساس می کنم که اون دیگه حتی نمی تونه گذشته ی قدرتمندِ خودش و تکرار کنه.

    پس از انتشار ِ آلبوم ِ بی سرزمین تر از باد زمان جریان معکوسی را طی کرد، با آلبوم ِ رگبار، گوئی زمان به شدت به عقب برگشته و سیاوش ده پونزده ساله ی نوجوون برای صدایی جا افتاده آهنگسازی کرده. اگه این آلبوم و به لحاظ آهنگسازی به نام ِ یکی از بدلهای قمیشی میزدن باور پذیرتر بود، هر چی که فکر کردم نفهمیدم که قمیشی صلابت ملودیهاش و تو کدوم اتفاق گم کرد.

    معمولاً هر اوج و فرودی در کیفیت آثار ِ یک هنرمند به صورت تدریجی به وجود میاد، اما این قضیه برای هنرمندان ما اینگونه اتفاق نیفتاد و به یکباره کیفیتِ آثارشان دگرگون شد.

    ایکاش دوران بازنشستگی برای هنرمندان ما هم وجود داشت تا بجای این اضافه کاریهای بیهوده، ثمره ی یک عمر فعالیتِ والای هنریشون با امنیت و آرامش دوران بازنشستگی جبران می شد.

    محسن ِ یگانه با ارائه ی آلبوم ِ جدیدش نشان داد اگر چه تغییر سلیقه امکان پذیر نیست اما می شود با ارتقاع کیفیتِ آثار، مخاطبِ خاص را مجبور به حتی یکبار شنیدن هر اثری کرد.

  5. […] ج: http://www.mibosearch.com/ چ: http://mb2004.persianblog.ir/ ح: http://www.iauyazd.com/ خ: https://visor.wordpress.com/2008/06/12/rastin-simorgh/#comments د: http://www.rah-e-man.com/wp-admin/edit-comments.php ذ: […]

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: