P O V

A Rush of Blood to The Head

شمخاني در مثلث شيشه‌اي

Posted by ali1860 on May 23, 2008

Ali Shamkhani & Son

ديشب علي شمخاني ميهمان مثلث شيشه‌اي رشيدپور بود. چيزهاي بامزه‌اي تو اين مصاحبه بود كه باعث شد تا آخر دنبالش كنم. اول از همه بحث پسر شمخاني بود. رشيدپور بعد از اينكه عكس بالا رو از وبلاگ ابطحي نشون داد از امير خواست درموردش توضيح بده. شمخاني هم كه كلا آدم خيلي راحتي به نظر ميرسه گفت كه آره اين قضيه‌اش اين بود كه اينجا يه مجلس عروسي بود تو تهران و قبلش يه صحبتهايي شده بود و ما هم مجبور شديم با اين لباس بريم تو عروسي (نگفت شرط بندي كرده بوده) بعدش رشيدپور از پسر شمخاني خواست كه بياد جلو دوربين تا ملت قيافه خوش تيپ و شلوار جين و صورت صاف و صوفشو ببينند و پرسيد شغلش چيه و پسره هم با يه حالت بيخيالي گفت: آزاد!. رشيدپور گفت بابات جايي سفارشتو نكرده كه يه شغل نون و آب دار بهت بدن و پسره هم گفت نه. يهو شمخاني پريد وسط حرفشونو گفت من فقط يه سفارش به پسرم كردم و گفتم: به هيج وجه به سمت شغل دولتي نرو، حتي شغل آزادتو هم طوري انتخاب كن كه كوچكترين ارتباطي با دولت نداشته باشه!  اين گذشت و آخرهاي برنامه رشيدپور گفت امير!(يه جوري ميگفت كه انگار داره با بچه محلشون صحبت ميكنه) يه اقايي كه ميشناسيدشون در مورد شما صحبت كرده و ازتون تعريف كرده و صداشو براتون پخش مي كنيم و شما بگيد كيه، صدا كه پخش شد هر كي جلو تلوزيون بود گفت خوب سردار رادان ديگه! ولي همه فهميدن به جز امير، اينجا بود كه حدود 6-7 دقيقه صداي تعريف و تمجيدهاي رادان پخش شد و تو استوديو هم دوربين زوم كرده بود رو شمخاني و امير هم هي از پشت صحنه ميپرسيد كيه؟ كيه؟   مرده بوديم از خنده، آخرش هم نفهميد، فقط گفت اين آقا حتما اصفهونيه و من هم خيلي وقته كه نديدمش!.  اما نكته جالب توجه ديگه تو اين برنامه پخش تبليغ آخرين مدلهاي BMW در LCD بزرگ استوديو بود كه بعضا در بين تصاوير مستند جبهه و جو احساسي استوديو پخش ميشد. يادم نمياد تلوزيون تا حالا اتومبيلهاي خارجي رو اينجوري تبليغ كرده باشه البته شركت وارد كننده اين اتومبيلها اسپانسر برنامه بود.   

 

با اينكه هنوز حس جالبي نسبت به رشيدپور و برنامه‌اش ندارم و كلا از آدمهايي كه در مورد رقباي خوبشون هيچوقت حرف خوبي نميزنند و تعريف نمي كنند اصلا خوشم نمياد، اما منتظرم ببينم امشب ميتونه تو مصاحبه با مهران مديري خودي نشون بده و خاطره فرصت سوزيهاشو(تو برنامه هاي شب شيشه‌اي و …) از ذهنها پاك كنه يا نه. البته واسه گرم شدن يه برنامه نيازي نيست كه مهمان برنامه رو تو كنج رينگ گيربندازي و هي بكوبيش بلكه وقتي مهمونت قدره و محبوب، بايد بتوني محبوبترش كني. راستي مصاحبه مهران مديري با عليرضا معتمدي رو تو اين شماره جديد مجله فيلم  از دست نديد، خيلي خوب و تر و تميز از آب درومده.    

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
%d bloggers like this: