عبدالله هم در بند شد
Posted by ali1860 on March 24, 2010
- فرقی نمی کند کدام یک از دوستان عبدالله باشید، متن زیر -برگرفته از وبلاگ گاه گویه ها- شرح حال همه ماست،
عبدالله! عبد! عبدی! چند ساعت فقط مانده به سال تحویل. تو دیگر چرا باید آن تو باشی؟ تو که این همه وقت بیرون بودی. لای کتابهایت بودی. توی نشر چشمه و نی و راسته انقلاب میپلکیدی. تو که کاریت نبود به سیاهروزی روزگار. چرا باید بروی آن تو؟
نخبهکشی تا چند؟جمعی بیقرار بودن با تواند این بیرون. مادرت و خواهرت، همان که همیشه نگران تنهاییاش بودی، آمدهاند مشهد پی کارت را بگیرند. من هی فکر میکنم آنها که شهر به آن درندشتی را نمیشناسند. چه میکنند توی آن شهر بی در و پیکر؟ حتمن رفتهاند دست به دامان غریب الغربای آن شهر شدهاند. …. درهای زندان را بستهاند انگار و قرار است سال تحویل همان جا بمانی. چه حکایتی بود که اینسان ناجوانمردانه گرفتار شدی. از عصری که دارم هفتسین میچینم یک لحظه دور نبودهام از خیالت. کتابهایی که مهمور به مهر نام توست دور و بر خانه افتاده. نمیشود از سر بیرونت کرد. همه جا هستی. کلیات سعدی، نون نوشتن، ، شب ممکن، کلیدر، در باب حکمت زندگی…. کتابرسان شبهای تار ببین! هر چه میخواندم و میرسید از برکت بودن تو بود. سخت است باور این همه نخبه ستیزی..
عیدت مبارک عبدی آزاده ما
پ.ن. برای کسانی که عبدالله یوسفزادگان را نمیشناسند باید بگویم که او یکی از باشعورترین و فرهیختهترین و البته غیرتکراریترین آدمهاییست که میشناسم. همه عبد را به تیزهوشی و خلاقیت بیمثال و سواد عمیق و پرمغز تاریخی و ادبیاش میشناسند. عبدالله در کتابشناسی یک موجود کمنظیر است. این را من نمیگویم. کتابشناسان بزرگی بر این حرف صحه گذاشتهاند. او سال 80 توانست مدال طلای المپیاد ادبی را به دست بیاورد. بعد کنکور داد و به رشته حقوق رفت. از دانشجویان ممتاز و خلاق دانشگاه بهشتی بود و به تازگی هم مشغول دوره فوق لیسانس حقوق در دانشگاه علامه تهران بود.ذهن نقاد و خلاق و شیوایی قلم عبدالله را در کمتر دوست نزدیکی یافتهام. به شخصه هر آنچه مینویسد را بارها میخوانم و هر بار لذتش متفاوت از بار قبلیست. نثر او بیهقیوار و سعدیوار است. از مصاحبت با او بهرهها بردهام که وصفش به درازا میکشد اگر بخواهم بنویسم. عبدالله بر گردن من یکی حق زیادی دارد.او شریف است و فرهیخته. میدانم بارجویانش این را خیلی زود در خواهند یافت که او اهل منطق و گفتگوست نه جنجال و مجادله. سالی که با حبس نخبگانی چون عبدالله آغاز شود سال روشنی نخواهد بود! جای عبدالله در زندان نیست. رفیق آزاده ما را آزاد کنید.
————————————————————-
نامه جمعی از المپیادیها به رئیس قوه قضائیه و درخواست آزادی عبدالله
داروگ said
عبِد ما رو آزاد کنید!:((
کل عید باید اون تو باشه رفیق!:(
دعا کنید رفقا!
محمود said
سلام!
متاسفم از دربند بودنش! کجا مینوشت؟
علیرضا said
خدای من!
واقعن متاسفم از اینکه اولین پست امسال شما باید چنین خبر تاسر انگیزی باشه
واقعن انتظار چنین خبری رو دیگه نداشتم
سال نو مبارک علی آقا امیدوارم دیگه چنین اخباری رو نشنویم هر چند نه خیلی هم امیدوار نیستم!