P O V

A Rush of Blood to The Head

Archive for January, 2010

هفت دقیقه تا پائیز

Posted by ali1860 on January 31, 2010

دیشب برای بار دوم فیلمی از علیرضا امینی دیدم. اولیش همون نامه های باد بود که تو جشنواره چندسال پیش به شدت تحت تأثیرم قرار داد و منتظر دیدن دوبارشم. اما فیلم دیشب، هفت دقیقه تا پاییز، انقدر خوب بودکه دلم می خواد دوباره تو همین جشنواره ببینمش. کلی سوال  ایجاد کرد و کلی قصه باز کرد و نصفش رو برامون خوند و نصفه دیگه اش رو گذاشت به حساب خودمون.به نظرم تحولی که اصغر فرهادی تو سینمای اجتماعی ایران تو سالهای اخیر ایجاد کرد ردپاش تو همین فیلم هم دیده می شد. کارگردان جوان بدون زیاده گویی، بدون اغراق، داستان پرپیچ و خم زندگی اجتماعی در ایران، فقر، فساد اخلاقی و پیچیده شدن مشکلات شخصی و اجتماعی را روایت کرد و پایان باز فیلم هم نشان از پایان ناپذیری این سیر حوادث در زندگی ما دارد.

شاید ساخت فیلم همراه با عجله بوده (به قول سازندگان) اما برخی لحظات بسیار خوش ترکیب از کار درآمده، سکانس تصادف و آتش سوزی آه از نهاد دل ملت حاضر در سینما بلند کرد و دیالوگ مشاجره حامد بهداد- خاطره اسدی در جلوی اسباب بازی فروشی خیلی خوب از کار درآمد و شاید بتوان خاطره اسدی را که درنیمه دوم فیلم بسیار بهتر از نیمه اول ظاهر شد جزو کاندیداهای نقش دوم دانست. حامد بهداد هم که همیشه خوب است، اما، برگ برنده فیلم یک هدیه تهرانی تمام عیار است. خواهش می کنم اگر نام هدیه تهرانی در روز اختتامیه به عنوان برنده سیمرغ اعلام شد ربطش ندهید به مسائل و شو تبلیغاتی اخیر آقایان، بی شک حقش است.

Posted in Cinema | Tagged: , , , | 3 Comments »

به رنگ ارغوان

Posted by ali1860 on January 29, 2010

یا لطیف

گزارش اول

دیشب سوژه بعد از چند سال رویت شد. هنوز هدف گردانندگان بازی از رفع توقیف فیلم حاجی بر ما پوشیده است. اما به هر حال اثر مشاهده شده کوبنده و تلخ و زهردار بود. استعاره جنگل و جاده از مفهوم مردم و حکومت نشان از عمق نگاه مردی است که جوانی اش را در دل خشونت گذرانده و امروز باور بر حذف خشونت دارد . به نظر اینجانب احتمال اکران عمومی این فیلم بر خلاف توافقات اعلام شده و ژستهای تبلیغاتی آقای ^&^%88322 *$# کمی دور از ذهن است، حتی با حذف سکانس آخر.

پایان گزارش

Posted in Cinema | Tagged: , | 3 Comments »

امشب

Posted by ali1860 on January 21, 2010

امشب
زنی که، خنده ی غریبه ای را دید
تا صبح بیدار است

امشب
مردی که، دستِ رئیس را بوسید
تا صبح بیدار است

امشب
کودکی که، سیگارِ اول را کشید
تا صبح بیدار است

امشب
ماری که، پایِ فیل را بلعید
تا صبح بیدار است
بیدار است

امشب
کَکی که، به تنور پرید
سوخت

فرداآآآ
فیل، پایش را خواهد دید
خواهد دید
خواهد دید

——————————————-

خواننده و آهنگساز: بابک میرزاخانی

ترانه: جلال تهرانی

دانلود کنید از اینجا

Posted in Music | Tagged: | 4 Comments »

 
Follow

Get every new post delivered to your Inbox.