P O V

A Rush of Blood to The Head

Archive for November, 2009

در باب حکمت زندگی

Posted by ali1860 on November 17, 2009

تو روزهایی که یه کم داشتم به لایف استایل خودم شک می کردم، شک که نه، یعنی داشتم یخورده از دیدگاه انتقادی بهش نگاه می کردم، یعنی با دیدن آدمهایی که از صبح تا شب جون می کنن که پول پارو کنند و در قبالش به راحتی از کنار خیلی چیزها میگذرن و خیلی به درون خودشون اهمیت نمیدن، به این فکر افتادم نکنه شاید اونها یه چیز دیگه ای تو این دنیا دیدن که اینجوری قید ذات و شخصیت و علم و هنر و فرهنگ و کلا لذتهای قشنگ زندگی رو زدن و سرشونو به شهرت و ماشین فلان مدل زیر پاشون گرم کردن. نه، منظورم این نیست که پول بده، ناسلامتی ما هم آدمیم! پول خوبه، اصلا واسه همین لذایذی هم که اسم بردم باید یه مقدار قابل توجهی پول تو جیب مبارک باشه، بحث من اینه که اگه الان به اکثریت اون آدمهایی که مد نظر من هستن پول بدیم بازم سراغ این لذایذ ذهنی نمی رن، اصلا براشون تعریف شده نیست، پولو میزنن به جیبشونو می رن سراغ از پول پول ساختن.

خلاصه تو این گیر و دار بودیم که عبد باز هم یکی از اون آس هاش رو رو کرد. یه کتاب داد که شبها دلم نمیاد بیشتر از دو صفحه ش رو بخونم، چون می ترسم تموم بشه، با همون دو صفحه لاس می زنم. در باب حکمت زندگی، کتابیست از آرتور شوپنهاور، یه فیلسوف دوست داشتنی که متاسفانه تا همین دو سه روز پیش خیلی نمی شناختمش. نثر روان و ساده کتاب و ترجمه خوب و دلچسبش و از همه مهمتر دو دو تا چارتای محشر نویسنده در زمینه زندگی، لذایذ ذهنی و مفهوم سعادت همه  و همه باعث شده که من تنبل بازم بیام اینجا و بنویسم.

Posted in Book | Tagged: , , | 6 Comments »

بهار 63

Posted by ali1860 on November 16, 2009

BETRAYAL

تقریبا در همان ایام دستگیری مجتبی پور محسن (پیرو دستگیریهای بعد از انتخابات) کتاب ” بهار 63″ وی را خواندم. راستش هنگام خرید چندان امیدی به دلچسب بودن کتاب نداشتم و از روی ناچاری و بنا به روحیه خسته آن ایام خواستم دست خالی از شهر کتاب بیرون نیایم. اما رسیدن به خانه و تورق چند صفحه به نیت بررسی خرید روزانه همان و دو ساعت چسبیدن به کتاب و تمام کردنش همان!

داستان داستان آشنای خیانت است. . بهار 63 روایت تلخیست از درون این جامعه بیمار. شخصیت اصلی رمان، فرزین چهره ای آشناست که همه ما کم و بیش در طول روز نمونه هایی از آنها را مشاهده می کنیم. فرزین نمونه ای از نسل سست اعتقاد امروز است که در ذهن خود خطوط قرمز را اندکی کمرنگ و بلکه جابجا نموده است، فقط اندکی!. و در این میان تهمینه، میترا و سما و مهمتر از همه خود او قربانی این سست اندیشی هستند. فرزین بیمار است، ولی متاسفانه این بیماری به مرز اپیدمی رسیده است در جامعه امروز ایران. نگاه پورمحسن به پدیده خیانت در این رمان بسیار قابل توجه است ، خیانت پدیده ایست که در ذهن آدمها اتفاق می افتد و هولناکی آن در عمل نمودار می شود و سیکل خیانت-توجیه-خیانت… آغاز می گردد.

کشش عالی داستان و روایت بی نقص تفکرات یک ذهن مغشوش و توجه دقیق به جزئیات رفتاری و دیالوگها و مونولوگهای محشر، همه و همه باعث شده اند که بهار 63 اثر خوب و آبرومندی از آب در بیاید.

-          وبلاگ مجتبی پور محسن

-          مصاحبه پورمحسن با مریم مهتدی

- بوی کاغذ رنگی – یاسر نوروزی

- بهار 63 در رشت

- بهار 63- کتاب توجیه

Posted in Book | Tagged: , | 1 Comment »

 
Follow

Get every new post delivered to your Inbox.