Archive for September, 2008
Posted by ali1860 on September 28, 2008

بالاخره عید فطر (چهارشنبه) ساعت یازده و ربع شب، از شبکه چهار خرده جنایتهای زن و شوهری (نوشته : اریک امانوئل اشمیت) را به کارگردانی فرهاد آئیش تماشا خواهیم کرد

بالاخره عید فطر آلبوم تپش شهرام شبپره به بازار خواهد آمد و قلب میلیونها هوادار را غرق در نور و شادی خواهد کرد

بالاخره در روز چهارم اکتبر (که هیچ ربطی به عید فطر ندارد) فیلم مجموعه دروغها در جمع ستارگان فیلم اکران خواهد شد و خانم گلشیفته بر روی رد کارپت قدم خواهند گذاشت
Posted in Cinema, Music | Tagged: گلشیفته, خرده جنایتهای زن و شوهری, شهرام | 4 Comments »
Posted by ali1860 on September 25, 2008
شنبه بعد از ظهر از شركت كه خارج شدم مستقيم به سمت اصفهان حركت كردم. تنها سفر كردن با اتومبيل شخصي هم عالمي دارد، در راه چندين بار به ياد صنف محترم شوفرها افتادم. به اين كار علاقه مندم. منظورم شوفري نيست، منظورم رها شدن در جاده است، حال اگر جادهاش همچون ازادراه كاشان- اصفهان خلوت و دلچسب باشد كه ديگر نور علي نور است. خلاصه در مسير رفت و برگشت، من بودم و آقا ابراهيم و آقا جيمز بلانت و خانم نوال الزغبي و دوستان گروه پينك فلويد و ساير رفقا.
سال گذشته در سفر اصفهان توشه ام مجموعه داستان من قاتل پسرتان هستم احمد دهقان بود و امسال هم با مرگ بازي پدرام رضايي زاده همسفر بودم و عجيب اين دو داستان از بهترين مجموعههاي اين سالها هستند. مرگ بازي را تقريباً دو بار خواندم. از مجموع 9 داستان، هفت تايشان را به شدت دوست دارم. در بار دوم متوجه رد پاي سپيده داستان مرگ بازي در داستان ماه امشب در ميزند شدم، شما ارتباطات ديگري نيز يافتهايد؟ تنها نكته مبهم اين مجموعه برايم داستان آخرين بار كي آرزوي مرگش را داشتي بود، به راز ارتباط شخصيتها پي نبردم. خلاصه از ما گفتن كه گول قيمت ارزان 1400 توماني و حجم جمع و جور كتاب را نخوريد، مجموعهي ارزشمنديست كه گويا با گذر از پيچ و تاب اداره سانسور بالاخره توسط نشر چشمه منتشر شده است
Posted in Book | Tagged: مرگ بازي, پدرام رضايي زاده | 7 Comments »
Posted by ali1860 on September 17, 2008
این شبها ساعت یازده، یازده و نیم برنامه «این شبها» رو با اجرای خوب کورش علیانی از شبکه یک نگاه می کنید؟
*** نمیدونم کدوم بنده خدایی آدرس این وبلاگ رو به عنوان وبلاگ برنامه این شبها معرفی کرده، واضح است که این وبلاگ هیچ ارتباطی با برنامه خوب مذکور نداره***
Posted in General | Tagged: کورش علیانی | 47 Comments »
Posted by ali1860 on September 17, 2008
بعضي وقتها، بعضي ترانه ها، بنابر دلايل مختلفي، براي بار اول در ذهن آدم جا نمي شوند، رد مي شوند، اما بعد از مدتي ميبيني كه نه، يه چيزي تو اون ترانه هست كه بعضي وقتها بدجوري بهت فاز ميده. اين ترانه «حيرون» يا همون «تو، تو» خانم شهره هم واسه من از اين دسته ترانه هاست. يعني بار اول به حساب اينكه شهره داره مي خونه ترانه رو نشنيده ميگيري ولي بار دوم و سوم يواش يواش ميري تو حس. لابد دوستاني كه منو ميشناسن الان تعجب مي كنند از اين پست من، كه علي و شهره!؟ ، فكر مي كنند خداي ناكرده اينجا هكيده شده! نه، جدا اعتراف مي كنم كه از طرفداران اين قطعه هستم، مخصوصا با صداي بلند و اوپديس اوپديس. نمي دونستم متن ترانه واسه كيه، اميدوار بودم واسه هر كي هست واسه پاكسيما نباشه، الان گشتم و خيالم راحت شد كه واسه ژاكلينه. خلاصه اينجورياس، صداي شهره روي آهنگ تكنو:
دو تا حيروون من وتو زير بارون من وتو
دو تا حيروون من وتو من وتو
دو تا حيروون من وتو زير بارون من وتو
با قدم ها جاده غربتو اندازه زديم
تو خيابون غريبه حرفاي تازه زديم
دو تا حيروون من وتو زير بارون من وتو
با قدم ها جاده غربتو اندازه زديم
تو خيابون غريبه حرفاي تازه زديم
تو
تو
تو
هر دو خسته از زمونه حرفا گفتيم عاشقونه
تو خيابون غريبه واسه هم شديم ديوونه
نور چلچراغ مهتاب هر دو حيروون هر دو بي تاب
پر زد از کنار مژگون از چشامون بازي خواب
دو تا حيروون من وتو زير بارون من وتو
با قدم ها جاده غربتو اندازه زديم
تو خيابون غريبه حرفاي تازه زديم
منو تو همديگرو يک شبه پيدا کرديم
توي قلب عاشقمون ولوله بر پا کرديم
منو تو قصه تنهايي رو رسوا کرديم
دنيا رو با چهره خوش بيني آشنا کرديم
من و تو
دو تا حيروون من وتو زير بارون من وتو
دو تا حيروون من وتو من وتو
Posted in Music | Tagged: Shohreh, شهره | 1 Comment »
Posted by ali1860 on September 16, 2008

از سمت راست یکی کم شد…. یکی که دوستش می داشتم….یکی که گم بود و پیدا….بالاخره ریچارد رایت از روی سن، از پشت کیبورد پایین آمد
بشنوید آهنگ Breath از آخرین اجرای زنده گروه در کنسرت لایو ایت را،
تصویر فوق آخرین عکس دست جمعی گروه بر روی سن است در هاید پارک لندن در پایان همان برنامه
Posted in Music | Tagged: Pinkfloyd, Richard Wright | 1 Comment »
Posted by ali1860 on September 14, 2008
- اين روزها پاريس- تهران را ميخوانم و در دلم تأسف ميخورم بابت طرز فكر نويسندگانش و دلم ميسوزد به حال كيارستمي كه تنها گناهش تجربه كردن بودهاست و بس
- اين روزها در ماشين ابراهيم گوش ميكنم، آلبوم 2008اش را، و لذت مي برم از اين همه انرژي، در پس پرده مافياي او هرچه مي خواهد باشد، برايم مهم نيست، ولي اين ابراهيم تاتليس يك تنه در هر آلبوم مرا متناوباً از اوج غم به اوج شادي مي برد. به نظرم ما هم ميتوانيم به جاي اصرار بر برخي دستگاههاي موسيقي سنتي ، روي نوع مجلسي موسيقي سنتيمان بيشتر كار كنيم، البته با اركسترهاي بزرگتر.
- اين روزها گاهي عصرها دي وي دي لايو ايت 2005 را مرور مي كنم و به ياد آن روز و شب استثنايي مي افتم كه باب گلدوف ما را به همراه 3-2 ميليارد بيننده تلوزيوني در سراسر جهان نشاند پاي كنسرتهايي كه تدارك ديده بود.
- اين روزها هربار تلوزيون را نگاه مي كنم، چه سريال ببينم، چه اخبار گوش كنم و چه تماشاگر جنگ و جدالهاي مضحك در زمينه فوتبال و سياست و اقتصاد و مباحث علمي شبكه خبر در در مورد آزمايشگاه سرن باشم، همش به ياد يك نفر مي افتم: ابراهيم نبوي! گويي تمام ديالوگها، متن اخبار، سوژه برنامه ها و .. كار اوست! گويي سريال كاكتوس است! باور نمي كنيد؟ يك بار به آرشيو برنامه ها و نوشته هاي نبوي در سالهاي 80- 76 مراجعه كنيد و متن آنها را با متن صحبتهاي شخصيتهاي سياسي و غير سياسي كشور در زمان فعلي مقايسه كنيد…مو نمي زند، همان است
Posted in Book, General, Music | Tagged: ibrahim Tatlises, Live 8, Neden, پاريس تهران, ابراهيم تاتليس, عباس كيارستمي | 2 Comments »
Posted by ali1860 on September 9, 2008

- پرویز اتابکی درگذشت. بعضی آدمها انقدر گزیده کار کردند که با همون چند تا کار محدود به اوج رسیدند. اتابکی مظلومانه رفت. انقدر مظلوم که هیچ کس بیش از 2-3 خطی نتوانست در سوگ او بنویسد. وقتی این خبر در گوشه ای از صفحه آخر روزنامه کارگزاران با رونوشت از متن خبر خبرگزاری مهر با عنوان غریب «درگذشت یک آهنگساز» بدون کادر مجزا کار می شود ، گویی آهنگسازی از بورکینافاسو در اثر تصادف درگذشته باشد! دیگر انتظاری از خبرگزاری مهر نیست جز اینکه 4 خطی را که نوشته است از روی دست سایت هواداران گوگوش کپی کرده باشد. در همین سایت می توانید بر روی اسم آثار اتابکی رفته و دانلودشان کنید. یادش گرامی
- دیشب بالاخره ماه رؤیت شد. البته نیمه ماه. و صد البته منظور همان نیوه مانگ است. نظر کاملاً شخصی: تصویربرداری و رنگبندی خوب و استاندارد، بازیهای متوسط و داستانی خوب اما خام.
- منتظر جنجال این فیلم باشید: سنگسار ثریا م. ، محصولی از هالیوود، یه زبان فارسی، با بازی شهره آغداشلو، علی پورتاش، پرویز صیاد و …
- به توصیه لیلی مشغول خواندن تنهایی پرهیاهو اثر هرابال هستم. محشر است. البته کتاب کم حجمی است، این کشدار شدن مطالعه مربوط جو ماه رمضان است.
Posted in Cinema, Music | Tagged: نیوه مانگ, آغداشلو, اتابکی, تنهایی پر هیاهو, سنگسار ثریا | 5 Comments »
Posted by ali1860 on September 8, 2008

من از درک اینهمه استعداد در خوانندگی، هنر و زیبایی امثال این خانم غافلم! ولی میگن این خانم ریحانه و یا اون خانم بیانسه خیلی خوبند، ولی…. به نظرتون من چشم بصیرت ندارم یا اینکه مریضم؟!
Posted in Music | Tagged: Rihanna, جوایز MTV | 4 Comments »
Posted by ali1860 on September 6, 2008
ميدانم، چند روزي از سالروز هجرتت گذشته است و من ( و ما) اينبار آگاهانه يا ناخودآگاه يازدهم شهريور را در سكوت سپري كرديم. من نمي دانم كه ديگران چرا كمتر گفتند ولي من رمقي نداشتم، شرمسار بودم كه چرا در يكسال گذشته هيچيك از لحظات ناب صدايت در خانه و اتومبيلم طنين نيافكند، نمي دانم چرا…شايد گوشهايم مسموم شده اند، شايد نخواسته ام وقتي تو ميخواني به كار ديگري مشغول باشم….ولي امشب عجيب به يادت هستم…و حيف كه امشب به هيچ ثانيه اي از صدايت دسترسي ندارم و ترانههايت را اجباراً در ذهنم پلي بك مي كنم و چه خوب كه چقدر تازه ماندهاند، هنوز لحظات شورانگيز تابستان سال 75 كه سرخوشانه كاست وحدت را از فروشگاه كورش شعبه قصرالدشت خريدم و در دستگاه پخش از نفس اقتاده مادربزرگ گذاشتم يادم هست، و با شنيدن صدايت تك تك كلمات شعر در ذهنم جان گرفتند، نه اشتباهي در كار نبود، تمامش را سالها پيش از آن شنيده بودم، در دوران كودكي و شايد پيش از آن….فرهاد عزيز، تا هميشه دوستت خواهم داشت
Posted in Music | Tagged: Farhad Mehrad, فرهاد مهراد | 2 Comments »
Posted by ali1860 on September 6, 2008
تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی برا ی خستگیهام
من کوله بار عشقو
تا پای جان کشیدم در زیر سایه های خوش باوری خزیدم
اما یه قلب ساده ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرفه
دوستت دارم خسته ام
من به اونکس که باید
دل ببندم بسته ام
تو آخرین طبیبی
که لحظه های آخر به داد من رسیدی
تو نوری از خدائی
که پیغام خدا را
به گوش من رساندی
به روح من دمیدی
زیباترین بهاری
پایان انتظاری
برای منه تنها
تو یک حریم امنی
تو بهترین دوائی برا ی خستگیهام
—————
دانلود با صدای افشین مقدم
Posted in Music | Tagged: آخرین طبیب, افشین مقدم | 2 Comments »