P O V

A Rush of Blood to The Head

Archive for June, 2008

علی کوچیکه

Posted by ali1860 on June 30, 2008

 

سال 66 بود…..21 سال پیش…..اون موقعها هم شبها برق می رفت….جنگ بود…آدمها قد کوتاه بودند….فوتبال بود…..اون پله رو که میبینید، سالها نیمکت ذخیره تیمهای کوچه بن بست ما بود. 6-7 نفر رو همون یه وجب جا  می نشستند، بعضی وقتها هم بچه های تیم سوم (تیم بعد) روش می نشستند…. سوتی این عکس فقط همون دمپاییه است! اونم داستانی داره

 

 

Posted in General | Tagged: , , | 1 Comment »

حميد حامي

Posted by ali1860 on June 27, 2008

 

   «..حتما آدم بايد لياقت موفقيت را داشته باشد. اين همه خواننده كه برای آقای «بيات» خواندند، الان كجا هستند؟! كدامشان ماندند؟ برای من كارهای معروف بعد از انقلاب ايشان را نام ببريد. كدامشان به اندازه «دلم گرفت» گل كرد؟ من از خودم تعريف نمی‌كنم اما، من هم زحمت كشيده‌ام….» اين پاسخ حامي است در جواب سؤال ليلي نيكونظر در مورد تيم خوانندگاني كه دور و بر بابك بيات رشد كردند.

 

   كساني كه صداي حامي را بر روي صحنه شنيده‌اند اذعان دارند كه او در حال حاضر بهترين خواننده ايران است. محشر است. اما به قول خود حامي آدم بايد لياقت موفقيت و استعدادهايش را داشته باشد. حامي دچار يك سري بحث و جدلهاي بیهوده شده است و توهم شهرت او را در بر گرفته. او گول يك سري علاقه‌مندان ترانه را مي‌خورد كه هر از چندي در مجامع فرهنگي نظير خانه ترانه دور هم جمع مي‌شوند. حامي خود ميداند كه اگر گوشه خيابان بايستد چند نفر او را خوهند شناخت و حتي چند نفر نام وي را شنيده‌اند. پس هنوز راه زيادي تا شهرت مانده است.

   اينكه حامي اينگونه به در و ديوار مي‌كوبد كه حق خود را از جامعه بگيرد علت دارد. به قول خودش بيش از 130 ترانه اجرا كرده است و 12 سال سابقه حرفه‌اي دارد ولي هنوز از زير نام بابك بيات بيرون نيامده است، هنوز به شهرت اصفهاني و عصار نرسيده است. اين مشكل از خود حاميست. خواننده‌اي كه 130 آهنگ اجرا كرده و فقط 2 آلبوم بيرون داده است يك جاي كارش مي‌لنگد. هيچ خواننده‌اي در جهان بدون آلبوم دادن پيشرفتي نمي‌كند. حامي نمي‌تواند ادعا كند كه هيچ حامي‌اي ندارد. بخش وسيعي از اين كارنامه حامي را آهنگهاي سفارشي و مناسبتي تشكيل داده‌اند كه در استوديوهاي صدا و سيما با بهترين امكانات به ضبط رسيده است و حضور پر رنگي هم در تمام برنامه‌هاي مناسبتي و غير مناسبتي صدا و سيما دارد. از كسي كه ادعا دارد خودش روي پاي خودش ايستاده بعيد است اينگونه نق نق كردنها و بحثهاي مسخره‌اي همچون حميد حامي يا حامي شريف! نمي‌دانم حامي با كداميك از رقبايش اختلاف دارد. اما به نظر من شنونده موسيقي پاپ فاخر،  ماني رهنما همچنان راه خودش را به خوبي ادامه مي دهد اگرچه ضعفهايي دارد ولي حداقل  نق نمي‌زند. نيما مسيحا هم همچنان طرفداران خود را دارد و ترانه فيلم دستهاي آلوده دست كمي از دلم گرفت ندارد.

هنرمندان بزرگ ما هرگز پشت سر اساتيدشان اينگونه صفحه نمي‌گذارند كه مثلاً: بابك بيات كارهايي كه دوست داشتم به من نداد و داد به بقيه نورچشميها. داريوش پس از سي و اندي سال شهرت وقتي سر ترانه صفر با اردلان اختلاف پيدا كرد و تا به امروز 8 سال است كه اين ترانه سرنوشت ساز را اجباراً در آرشيو نگه داشته يك كلام پشت سر اردلان حرف نزد و به اين بسنده كرد كه اردلان به دليل زندگي در اروپا تصوير شفافي از مناسبات كمپانيهاي لس آنجلسي در ذهن ندارد، همين.  يا اينكه جناب حامي مي‌گويد كدام كار هنرمندان همكار بيات بعد از انقلاب مثل كارهاي من گل كرد؟ بايد از حامي پرسيد مگر داريوش و ابي چند كار از بابك بيات بعد از انقلاب در كارنامه خود دارند و اگر داشته باشند هم مگر در ايران و در كنار آهنگساز بوده‌اند كه بتوان اثر فوق العاده اي را از آنها انتظار داشت؟ مگر اين امكان را داشتند كه شب تا صبح در كنار بيات بخوانند و صبح در زير پيانو بيات به خواب شيرين بروند؟ 

   خلاصه آنكه حامي بايد سر به كار خود داشته باشد و با انتخاب بهتر ترانه ها، كمتر كردن كارهاي سفارشي، نوآوري، دادن آلبوم، راه خود را ادامه دهد. الان وقت بيرون دادن زير ميزي آلبوم بوي گندم نبود. تاريخ انتشار اين اثر گذشته بود. بوي ماندگي ميداد. اين آلبوم براي همان زمانيست كه خوانندگان اصلي آنها در دوره افت و خاموشي بودند و شنيدن اين اجراها حس نوستالژيكي را در شنونده بيدار مي‌كرد اما شنونده امروزي كه داريوش و ابي و گوگوش را در سالهاي اخير دوباره برفراز موسيقي پاپ ايران ديده است اين اجراها را (هرچقدر هم كه خوب اجرا شده باشند) پس مي‌زند. اين چه داستان عجیبیست كه حامي به خورد من خواننده مصاحبه مي‌دهد، كدام تهيه كننده‌ي عاقلي ميايد آلبوم را عمداً روي وب پخش كند؟ دست به دامن اين شگردهاي تبليغاتي و پوپوليستي شدن در اين مرحله بسيار اسفناك است و نشان از استيصال اين خواننده دارد. برگزاري يك كنسرت خوب با اركستر بزرگ و سپس انتشار يك دي وي دي ويژه از اين كنسرت شايد بتواند راه حل جايگزين مناسبي براي نجات حامي از اين غربت باشد.  

       

Posted in Music | Tagged: , , | 36 Comments »

روزمره

Posted by ali1860 on June 27, 2008

-         اصلا فكرشم نميكردم ديروز 200 نفر به خاطر ام بي سي پرشيا بريزند اينجا

-         اين روزها همه راستين گوش مي‌كنند، شما چطور؟

-         زنگ تفريحي به نام ساسي مانكن- به اين ميگن يه كار درست درمون در سبك رپ ايراني. وقتي كه موسيقي و شعر و لحن خوندن و همه اجزا به هم چفت و بست ميشن.

-         مصاحبه با حامي - كارگزاران 

Posted in General | Tagged: , | Leave a Comment »

MBC Persia is Now On Air

Posted by ali1860 on June 25, 2008

 

  شك نكنيد، اين شبكه لرزه بر اندام صدا و سيما خواهد انداخت. مسلماً دست اندركاران اين شبكه بايد بدانند كه چه قدرت بالقوه‌اي در ارتقاء سطح فرهنگي و شعور سينمايي مردم ايران خواهند داشت و فقط با انتخاب دقيق فيلمهاي مناسب در اوج ترافيك بيننده مي‌توانند از اين پتانسيل استفاده كنند. يك پيشنهاد، اين شبكه مي‌تواند دو ساعت از برنامه‌هايش را در ساعت مشخص تنها به يك فيلم (فيلم هفته) اختصاص دهد و اين فيام هر شب پخش شود (البته نه در ساعت پيك تماشاچي)‏، مشابه روال كار شبكه‌هاي مولتي ويژن ولي فقط 2 ساعت.

Posted in Cinema, General | Tagged: , , , | 2 Comments »

توی این قصۀ خواب ، نقش تو بیداره

Posted by ali1860 on June 23, 2008

 

این هفته عزمم رو جزم کردم که برم تئاتر، فکر کردم ماچیسموی یعقوبی بد نباشه. اصولاً تجربه تئاتری زیادی ندارم. سه سال پیش بود (تیر 84) که همت کردم و تئاترهای محمد رحمانیان (فنز) و بیضایی (مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین) رو رفتم و کلی ذوق کردم که تیریپ فرهنگی هستم و اینها. اما الان 2-3 ماهی میشه که سینما هم نرفتم. خلاصه دو دل بودم که برم تئاتر یا نه که دیدم شهروند این هفته یه مصاحبه چاپ کرده از محمد یعقوبی و تا آخر خوندمش و فهمیدم ماچیسمو کار قشنگیه ولی گویا در حد کارهای دیگه یعقوبی نیست، از طرفی رفیقی هم پیشنهاد داد که حتی الامکان از دیدن تئاترهای ترجمه شده و تعدیل شده خودداری کنم. خلاصه نشستم و به جاش نمایشنامه گزارش خواب رو خوندم. از قبل با مقاله ها و نوشته های محمد رضایی راد  تو روزنامه ها آشنا بودم و باهاشون حال می کردم. دیدگاه جالبی داره به همه چیز. کلاً آدم خاصیه! (الان کاملاً متوجه شدید که چه جور آدمیه؟!) داستان در مورد شخصیتیه به نام ابراهیم (عتیقه فروش) که در جوانی عهد کرده که بنابر دلایلی همیشه بیدار باشه و نخوابه. این رازش با هجوم شبانه گروهی از جوانان اکس زده و متواری از یک پارتی شبانه به مغازه وی  و حضور مأمورین وزارت اطلاعات یواش یواش آشکار میشه. مسلماً کسی انتظار نداره این نمایشنامه تو این دولت مجوز اجرا بگیره ولی همینکه مجوز چاپ بهش دادند جای بسی خوشحالیه. در پشت جلد کتاب آورده شده:

 

گزارش خواب در زمستان 1383 برای جشنواره فجر تمرین شد، اما چون تا کمال خویش راه درازی در پیش داشت، پس خودخواسته معلق ماند تا پاییز 1384 که چون خواست باری دیگر برخیزد ، کشتی بان را سیاستی دیگر در پیش آمده بود، و از همین رو گزارش خواب به خوابی گران رفت، تا همین دم، و شاید مگر همین خوانش بتواند او را باری دیگر از خواب بیدار کند.

 

Posted in Book | Tagged: , | Leave a Comment »

May be I, May be You

Posted by ali1860 on June 22, 2008

ترانه آرشیو خاطره هاست و این ترانه هم در آرشیو من جاودان است. آهنگ و ملودی دلنشین انوشیروان روحانی با صدای گروه راک/متال مطرح آلمانی Scorpions . از اینجا می توانید دانلودش کنید.

 

 

Maybe I, maybe you
Can make a change to the world
We’re reaching out for a soul
That’s kind of lost in the dark

Maybe I, maybe you
Can find the key to the stars
To catch the spirit of hope
To save one hopeless heart

You look up to the sky
With all those questions in mind
All you need is to hear
The voice of your heart
In a world full of pain
Someone’s calling your name
Why don’t we make if true
Maybe I, maybe you

Maybe I, maybe you
Are just dreaming sometimes
But the world would be cold
Without dreamers Ilke you

Maybe I, maybe you
Are just soldiers of love
Born to carry the flame
Bringin’ light to the dark

You look up to the sky
With all those questions in mind
All you need is to hear
The voice of your heart
In a world full of pain
Someone’s calling your name
Why don’t we make if true
Maybe I, maybe you

 

Posted in Music | Tagged: , , | Leave a Comment »

آموزش رانندگی برای خانمها- قسمت اول

Posted by ali1860 on June 21, 2008

 

بدون مقدمه و جار و جنجال میروم سر اصل موضوع. رانندگی در شهری مثل تهران هر چقدر هم بی قانون باشد ولی حرکت خودروها تابع منطق بخصوصیست. البته مسلما از بین 10-15 خودرو یکی هست که قانون شکنی کند ولی این موارد در اینجا موضوع بحث نیست. اینجا بحث اصلی بر روی عدم تطابق و یا اختلاف فاز فکری و منطقی خانمها و آقایان است. طبیعتاً آن منطقی که سالهاست در خیابانهای تهران جا افتاده و حکم قانون نانوشته را دارد از جنس مردانه است. یعنی بر اساس منطق فکری مردها شکل گرفته است. برای همین است که شما با کوچکترین علامت راننده دیگری (از طریق چراغ، نگاه، نوع ترمز کردن و ….) کاملا متوجه منظور طرف می شوید و اقدام مقتضی را انجام می دهید ولی نباید از خانمها انتظار داشت که با این منطق راحت کنار بیایند. از این رو اخیراً خانمها احساس می کنند باید به نحوی این قوانین را به نفع خودشان تغییر دهند ، به همین دلیل اخیراً میزان شجاعت و جسارت در رانندگی آنها تعمداً افزایش یافته است.

 

در سالیان گذشته به ندرت در خیابان شاهد صحنه تصادفی بودیم که یکی از رانندگان از صنف بانوان محترمه باشد، و همیشه این مسئله نقطه مثبتی بود در کارنامه رانندگی خانمها (البته مسلما از دید خودشون) اما همان اعتماد به نفس کاذبی که گفتم باعث شده که امروزه در اکثر تصادفات خانم راننده ای را در کنار خودرو اش (موبایل به دست) میبینیم. از این رو بد ندیدم که نکاتی را به عنوان برادر کوچکتر به خواهران محترم در مورد رانندگی گوشزد نمایم. از آنجا که کیفیت آموزش رانندگی مخصوصا در بخش بانوان به حد بسیار اسفناکی پایین است، بسیاری از نکات بدیهی رانندگی از دید خانمها پنهان می ماند. در اینجا (و احتمالاً چند پست دیگر در آینده) نکات و توصیه هایی که یادم می آید را جهت بهبود و پیشرفت هرچه بیشتر رانندگی حرفه ای خانمها می نویسم. حتی اگر یک نفر از خانمها هم این مطلب را بخواند برای نگارنده کافیست. پیشاپیش از سایر برادران محترم خواهش می کنم وقت خویش را با خواندن این مطالب تلف نکنند چون از دوره نوجوانی با این مسائل آشنا هستند.

 

1-     پیش از نشستن پشت فرمان (برای اولین بار) حتما دو سه ساعت وقت بگذارید و از یک فرد مطلع در مورد مکانیزم حرکت خودرو سوال نمایید و با کلیات آن آشنا شوید. مثلا اینکه سیلندر چیست؟ گیربکس چیست؟ دیفرانسیل چیست؟ وزن خودرو حدودا چقدر است؟  …..

2-     پس از کسب گواهینامه، این بار باید اطلاعات کافی را اختصاصاً در مورد خودرویی که قصد رانندگی پشت آن را دارید کسب نمایید. مثلاً باید بدانید که تک تک کلیدها، نشانگرها، و ابزار آلات خودرو چه کاری انجام می دهند.

3-     وقتی احساس کردید کار با ترمز و کلاچ و گاز را کاملاً فراگرفته اید، خودرو را به یک خیابان سربالایی برده (با شیب 35-45) سپس سعی کنید بدون استفاده از ترمز دستی و پدال ترمز تنها با استفاده از پدال گاز و پدال کلاچ (در حالت دنده یک) خودرو را ثابت در جای خود نگه دارید. در صورتیکه به این مهارت دست نیافتید همچنان می بایست کار با پدالها را تمرین کنید.

4-     این نکته یکی از مهمترین نکات در رانندگی شماست: حتماً در هنگام حرکت در بزرگراهها در هر لاین که حرکت می کنید حداقل 3 اتومبیل در جلوی خود و اتومبیل پشت سری را در تمام لحظات در نظر داشته باشید و به علاوه نقشه جانمایی تمام خودروهای جلو (در تمام لاینها) و پشت سر را در شعاع فاصله 30-50 متری  در ذهنتان ثبت کنید.

5-     یک اصل بسیار مهم: وقتی جاده باریک می شود و یا به تقاطع می رسید و مجبور هستید به خودروهای دیگر راه بدهید جان مادرتان خساست به خرج ندهید. به خدا راه دادن به سایر خودروها هیچ معنی تحقیر کننده ای ندارد. خواهشا این وظیفه را به گردن خودروهای دیگر نیاندازید. صبر کنید رد شوند.

 

(ادامه دارد)

 

 

Posted in General | Tagged: | 24 Comments »

به به چه حرف خوبي

Posted by ali1860 on June 20, 2008

به به چه حرف خوبی آن شب امام ما گفت

حرفی که خواب دشمن از آن سخن برآشفت


حرف امام این بود: درسرزمین ایران

پاینده است اسلام تا هست نور ایمان


ما بچه های ایران، جنگیم تا رهایی

ترسی به دل نداریم از رنج و بی غذایی


فریادمان بلند است نهضت ادامه دارد

 حتی اگرشب و روز بر ما گلوله بارد


از توپ و تانک دشمن هرگز نمی هراسیم

دشمن گیاه هرز است ما مثل تیغ داسیم


دشمن خیال کرده ما نوگل بهاریم

اما امام ما گفت ما مرد کارزاریم


فریادمان بلند است نهضت ادامه دارد

حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد

 

کلیک کنید و بشنوید اجرای این ترانه را توسط من حوالی سالهای 64-65

 

Posted in General | Tagged: , , , | Leave a Comment »

شب شيشه اي

Posted by ali1860 on June 18, 2008

اين آلبوم بالاخره بعد از سالها درومده؟ رسمي؟ 

پس حامي ميدونسته كه اگه زودتر از اين آلبوم رو بده بيرون مشكل كپي رايت پيدات مي كنه، صبر كرده سي سال از عمر آهنگها بگذره بعد ريليز كنه. اگه شنيدينش بگيد چه جوري خونده، اون قديم نديمها (4-5 سال پيش) كه ما زياد تعريف اين آلبوم رو شنيده بوديم.  

Posted in Music | Tagged: , , , , , , | 2 Comments »

واگویه های شبهای تنهایی

Posted by ali1860 on June 17, 2008

اون شبی که بغض تو، صفحه کلید رو غرقه کرد

 

من رو اون ور صفحه، محکوم اون فاصله کرد

 

 

حالا این روزها رو بی تو، ذره ذره می کشونم

 

شرم اولین سلامو، توی رؤیام می نشونم

 

آخه ای گل دوباره، شاعر نور ستاره

 

من تورو تو خاطراتم، با تن خود می پوشونم:

 

 

طعم لمس دستهای تو، مثل امشب، نوبرونه است

 

بوسه هامون، چیکه چیکه، شادی جشن شبونه است

 

یه زمین ،  هفت آسمون ، در کش و قوس حسرتند

 

این من و این تو ، خدا !! ،  عشق زمونه است

 

 

 

هر پلان حضور تو، بر پرده چشمان من

 

بهترین فیلمهای تاریخ رو ز یادم می بره

 

هر نما لبخند تو، لحظه به لحظه خاطره است

 

من چی ام؟، این خنده ها دل خدا رم می بره

 

 

 

 

 

 

 

Posted in General | Tagged: | 1 Comment »

 
Follow

Get every new post delivered to your Inbox.